واکنش جهانیان به هولوکاست
 

واکنش جهانیان به هولوکاست

 

 
   
 

 

 

نام کتاب : واکنش جهانیان به هولوکاست
نویسنده : دکتر اردشیر بابک نیا
ناشر : موسسه وایمن، واشنگنتن و بنیاد ممورای، کالیفرنیا
سال انتشار : 2012- لس آنجلس
تعداد صفحات : 582  صفحه
موضوع: تاریخی

«آنها بی‌ يار و ياور، تنها و مأيوس بودند. با آن که جهانيان خبر داشتند، ساکت ماندند.انسانها اجازه دادند آن ها درد و عذاب بکشند و آزار بينند و سرانجام نيز نابود شوند. ليکن آن ها به تنهايي نابود نشدند، زيرا بخشی از وجود يکايک ما نيز با آن ها نابود شد.»
بخشی از نوشته‌های الی ويزل
در باره سرگذشت غم‌انگيز يهوديان زادگاهش مجارستان در دوران هولوکاست

گرچه چنين به نظر مي رسد که در دوران هولوکاست هر که بيرون از حلقه کشتارگران و قربانيان اين فاجعه بود، توجه خاصی به اين ستمگري ها و جنايت هاي بيسابقه نشان نمی‌داد، ليکن چنين نبود و بسياری از رهبران دست‌نشانده نازيها در کشورهای اروپای شرقی (از جمله مجارستان، رومانی، بلغارستان، اوکراين) و اروپای غربی (اتريش، فرانسه) در نابودی يهوديان کشورشان با نازيها همکاری و همدستی نزديک و گسترده‌ای داشتند و حتی آن گروه از رهبرانی که به ظاهر در برابر اين جنايت ها سکوت اختيار کردند (انگلستان، سويس، واتيکان) با سکوت مرگبارشان رضايت خود را از کشتار ميليون ها انسان بی‌پناه اعلام کرده بودند و به گفته تاريخ نويسان و پژوهشگران هولوکاست، «همدستان پشت پرده» (Passive accomplices) اين فاجعه محسوب می‌شدند. در آن دوران کشورهای معدودی نيز بودند که رهبران و مردمشان درهای قلب و دروازه‌های کشورشان را به روی اين پناهجويان گشوده بودند و با وجود همه خطرات، به آنها پناه می‌دادند (دانمارک، سوئد) و يا در اين دوران تاريک پناهگاهی امن برايشان بودند(شانگهای چين، ايران).
در کشورهای ديگری از جمله فرانسه و بلغارستان با آن که سران کشور با نازيها همکاری می‌کردند، مردم شريف اين کشورها در برابر اقدامات غيرانسانی نازيها و همدستی رهبران کشورشان در اين جنايت ها، مقاومت کردند و نگهبان هموطنان يهودی خود شدند و اين اقدامات انساندوستانه را نه تنها وظيفه اخلاقی و وجدانی خود، بلکه امری عادی مي دانستند.
فصل‌های مختلف اين کتاب به واکنش و رفتار رهبران دولت‌ها و مردم کشورهای مختلف اروپايي و نيز واتيکان و پاپ اعظم به جنايت های نازيها در دوران هولوکاست می‌پردازد.
انگلستان به خاطر حفظ منافع خود در سرزمين فلسطين که در دوران حکومت نازی زير قيمومت اين کشور بود در تمام دوران هولوکاست نه تنها هيچ گاه کمک و يا حتی کوششی برای نجات قربانيان هولوکاست به عمل نياورد، بلکه در سراسر دوران هولوکاست فعالانه و از راه های گوناگون (قانونی و يا حتی حيله‌های سياسی و ديپلماتيک) سد راه نجات اين پناهجويان می‌شد. مقامات دولتی انگلستان حتی چندين بار آشکارا در جلسات رسمی دولتی و يا ارتباط های خود، اين مسئله غيرانسانی را عنوان کرده بودند که «در صورت آزاد شدن احتمالی صدها هزار نفر يهودی اروپايي اسير در چنگ نازيها، تکليف دولت انگلستان برای يافتن محلی برای سکنی دادن آن ها چيست؟» در جلسه‌ای در ماه ژانويه ۱۹۴۳ در مورد مسئله يهوديان اروپا در وزارت امور خارجه انگلستان گفته شد: «اين خطر وجود دارد که آلمانی‌ها سياست نابود کردن يهوديان را بار ديگر به سياست بيرون راندن آن ها تغيير دهند و هدفشان مانند سال های پيش از جنگ اين باشد که با سرازير کردن سيل مهاجران برای کشورهای ديگر توليد گرفتاری کنند. آن زمان است که ما گروهی انسان ساده‌لوح و احمق جلوه خواهيم کرد.»
در ۱۷ مه ۱۹۳۹ چند ماه پيش از آغاز جنگ جهانی دوم (سپتامبر ۱۹۳۹) و شدت گرفتن اوضاع بحرانی يهوديان اروپا، دولت انگلستان با صدور«لايحه سفيد» مهاجرت يهوديان را به سرزمين فلسطين به شدت محدود کرد (۱۵۰۰۰ نفر در سال) ليکن وزارت مستعمرات انگلستان نيز مانند وزارت امور خارجه آمريکا در اين سال های بسيار بحرانی هيچ گاهبه طور قانونی حتی اجازه ورود همين شمار مهاجر را به اين سرزمين نمی‌داد، حتی يهوديانی را نيز که در اين سال ها به گونه ای معجزه‌آسا از چنگ نازيها گريخته و به گفته انگليسی‌ها، خود را از راه های «غيرقانونی» به اين سرزمين رسانده بودند دستگير و زندانی می‌کردند. در اين دوران تاريک، دولت انگلستان رهبران کشورهای ديگر از جمله بلغارستان، رومانی، پرتغال، ترکيه و حتی کشورهای آمريکای جنوبی را هم از کمک به قربانيان هولوکاست بازمی‌داشت.
«جنگ» مسلحانه قوای نظامی نيروی دريايی انگلستان عليه يهوديان بی ‌سلاح و بی ‌دفاعی که قصد پناهنده شدن به سرزمين فلسطين را داشتند نه تنها در تمام دوران جنگ ادامه داشت، بلکه حتی پس از پايان جنگ در رويارويی با انسان های نيمه‌زنده‌ای که از اردوگاه های نازی نجات پيدا کرده بودند، نيز ادامه يافت. ليکن هنوز پس از نزديک به هفتاد سال از گذشت اين رويدادها دولت انگلستان هيچ گاه به اشتباهات تاريخی و گناهان خود در خودداری و حتی جلوگيری از کمک به قربانيان هولوکاست اعتراف نکرده و طلب بخشش و پوزش نکرده است.
شرح آنچه در دوران حکومت نازی در فرانسه بر يهوديان اين کشور رفت با آنچه از فرانسه به عنوان مهد آزادی و پناهگاهی امن برای پناهجويان جهان می‌دانيم تفاوتی فاحش و باورنکردنی دارد. در سال ۱۹۴۰ فقط چند هفته پس از اشغال اين کشور از سوی نازيها، رهبران رژيم ويشی فرانسه قوانينی عليه يهوديان کشور خود وضع کردند که همه حقوق و آزادي های شهروندی را از آن ها سلب می‌کرد. به علاوه اين رهبران آشکارا و فعالانه برای نابود کردن يهوديان کشور خود همکاری نزديک و مستقيمی با دستگاه کشتار نازي داشتند و بيش از هفتاد هزار نفر از يهوديان از جمله بيش از يازده هزار کودک خردسال فرانسوی را گرد‌آوری و به اردوگاه مرگ آشويتس فرستادند.
در عين حال، فرانسه يکی از بالاترين درصد يهوديان بازمانده از هولوکاست را در بين کشورهای اروپايي زير سلطه نازي داشت. در دوران هولوکاست نزديک به ۷۵ درصد از يهوديان فرانسه - رقمی بيش از ۲۵۰۰۰۰ نفر از يهوديان اين کشور - در نتيجه هوشياري خودشان و کمک های انساندوستانه مردم شريف فرانسه و اعضای نيروهای مقاومت ملی اين کشور از چنگ نازيها جان سالم به در بردند. نکته جالب اين که، بيشتر يهوديان فرانسوی که از اين مهلکه نجات يافته بودند، نجات خود را مرهون کوشش های رهبران سياسی و نظامی اين کشور و حتی کوشش های رهبران سازمان های يهودی فرانسوی نبودند بلکه در برخی از موارد رفتار بسياری از رهبران اين گروه ها و سازمان ها در رويارويی با هولوکاست رفتاری غيرانسانی و شرم‌آور بوده است.
پرزيدنت ژاک شيراک در سال ۱۹۹۵، رويدادهايی را که در دوران هولوکاست برای يهوديان فرانسه رخ داده بود، رويدادهايی سهمناک و غم‌انگيز و برخلاف آرمان‌های ملی فرانسه مبنی بر پشتيبانی از انسان های ستمديده و پناهجو خواند و از قربانيان اين جنايت ها، طلب بخشش و پوزش کرد. در سال ۲۰۱۰ پارلمان و دولت فرانسه نيز رسماً به همکاري و همدستي غيرانسانی رهبران دولت ويشی و نيروهای انتظامی اين کشور از جمله پليس فرانسه با نازيها برای اعزام يهوديان کشورشان به اردوگاه های مرگ اعتراف کردند و درخواست پوزش و بخشش نمودند.
نقش دولت فدرال و بانک های سويس از لحاظ همکاری نزديک با دستگاه رهبری نازی در تمام دوران حکومت رايش سوم در آلمان و به ويژه در سال های جنگ جهانی دوم و دوران هولوکاست نقشی پر ابهام و غم‌انگيز است. بسياری از جوانب آن از جمله رفتار غيرانسانی و غيراخلاقی دولت و پليس فدرال اين کشور با پناهندگان يهودی اروپايي که برای يافتن سرزمينی امن و نجات جان خود و خانواده‌شان به اين کشور پناه آورده بودند، از جمله بازگرداندن آن ها به آلمان و به چنگ نازيها و يا ادامه کمکهای مالی و تدارک قطعات و ابزارهای مورد نياز تسليحات ارتش نازی در دوران جنگ، کاملاً برخلاف قوانين و قراردادهای بين‌المللی کشورهای بيطرف و موازين وجدان و اخلاق انسانی است.
اسناد و مدارک بانک های سويس نشان مي دهند که در تمامی دوران جنگ، بسياری از سازمان ها و مؤسسه های مالی اين کشور و به ويژه بانک ملی سويس طلاهای غارت شده و دزدی شده از خزانه های دولتی، بانک ها و دارايی يهوديان کشورهای تسخيرشده از سوی ارتش نازی را مرتب و به طور رسمی و حتی قاچاقی و غيرقانونی مي خريدند و در عوض در همه دوران جنگ جهانی دوم از راه فرستادن ارز خارجی، نيازهای مالی ارتش نازی، سازمان های جاسوسی رايش و حتی اردوگاه های مرگ نازی را برآورده مي کردند.
پژوهشگران و تاريخ نويسان جنگ جهانی دوم بر اين باورند که هيتلر هيچ گاه قادر نبود بدون کمک ها و پشتيباني های مالی بانک های سويس به جنگ ادامه دهد، به ويژه پس از شکست استالينگراد که نازيها نه تنها متحمل صدها ميليون مارک هزينه شدند بلکه جان صدها هزار سرباز و افسر آلمانی هم از دست رفت. ارتش نازی بدون در اختيار داشتن فرانک سويس در سال های پايانی جنگ حتی توان تهيه مواد اوليه برای توليد ابزارهای جنگی خود نبود، زيرا مارک آلمان در اين دوران از پشتوانه و اعتبار فرانک سويس برخوردار نبود.
دولت فدرال، بانک ها و شرکت های بيمه سويس نه تنها در دوران جنگ با اقدامات غيراخلاقی و غيرقانونی خود به همه موازين ملی و بين المللی يک کشور بيطرف پشت پا زدند، بلکه سال ها پس از پايان جنگ نيز در بازگرداندن اموال بازماندگان هولوکاست در بانک های خود و يا پرداخت بيمه ساختمان ها و تأسيسات يهوديان آلمان که در آشوب های کريستال ناخت و ساير اقدامات ويران کننده نازيها عليه يهوديان از بين رفته بود و يا بيمه سرقت شاهکارهای هنری و اشياء قيمتی دزدی شده از سوی نازيها طفره مي رفتند. حتی در دهه ۱۹۹۰، بيش از ۵۰ سال پس از پايان جنگ، زماني که بسياری از نشريات و مردم سويس و جهان، رهبران اين کشور را زير فشار گذاشتند تا مسئوليت جبران اشتباه های گذشته سويس، جبران خسارات و پرداخت غرامت به بازماندگان هولوکاست را بر عهده بگيرند، آنان از پذيرش اين مسئوليت سرباز می‌زدند.
واکنش دولت ها و مردم کشورهای اروپای شرقی و از جمله روسيه در برابر کشتارهای همگانی يهوديان اين کشورها بسته به موقعيت تاريخی و درجه احساسات و افکار ضديهودی در اين کشورها و رابطه آن ها با يهوديان پيش از دوران هولوکاست تفاوت های ويژه خود را داشت. در بسياری از اين کشورها نيز چون عده‌ای از يهوديان از طبقه های تحصيلکرده و مرفه مردم کشورشان بودند، به احتمال زياد چشمداشت به اموال و املاک و حتی موقعيت های اجتماعی آن ها يکی از عوامل واکنش های غيرانسانی رهبران و حتی برخی از مردم سودجو و فرصت‌طلب اين کشورها (مجارستان، ليتواني، اوکراين ...)در برابر هموطنان يهودی خويش بود. بايد به اين نکته هم توجه کرد که بيش از ۹۰ درصد يهوديان نابودشده در دوران هولوکاست، يهوديان اروپای شرقی بودند و کشتار بسياری از آن ها از جمله کشتار بيش از ۴۳۰۰۰۰ نفر از يهوديان مجارستان در مدتی کمتر از ۸ هفته، آن هم در آخرين سال جنگ بدون همکاری مستقيم و گسترده رهبران و نيروهای انتظامی و ژاندارمری اين کشور امکان‌پذير نبود. ليکن رفتار مردم شريف برخی از کشورهای اروپای شرقی از جمله بلغارستان با يهوديان کشورشان در مقايسه با واکنش ساير کشورهای زير سلطه نازی در اروپای شرقی از جمله لهستان و رومانی و کشورهای بالکان بسيار انساندوستانه و قابل تقدير بود و به احتمال زياد اين رفتار مردم بلغارستان، يکی از عوامل مهمی بود که موجب شد نازيها در تابستان ۱۹۴۳ از تصميم خود مبنی بر تداوم اعزام يهوديان اين کشور به اردوگاه های مرگ چشم‌پوشی کنند.
حال که به واکنش مردم و سران برخی کشورهای اروپايی اشاره کرديم ببينيم واکنش مردم خود آلمان به کشتارهای همگانی يهوديان آلمان و اروپا چه بود.
آگاهی همگانی مردم آلمان از طرح «راه حل نهايي مسئله يهوديان» لازمه پشتيبانی آنان از اين طرح و به سود حکومت نازی بود، ليکن ميزان اين آگاهی را دولت تعيين می‌کرد تا تأثير دلخواه را بر افکار عمومی بگذارد. به همين سبب، رهبران نازی در سراسر دوران هولوکاست کمترين اطلاعات مورد نياز را برای آگاهی از کليات اين طرح در اختيار مردم آلمان می‌گذاشتند، ولی جزئيات چگونگی اجرای آن را افشا نمی‌کردند. بنابراين آگاهی مردم آلمان از هولوکاست به اندازه‌ای بود که رژيم می‌خواست. ليکن بسياری از مردم آلمان در اين مورد آن قدر آگاهی داشتند که بدانند به سود آن هاست که بيش از اين باخبر نشوند.
هانز مامزن (Hans Mammsen) اين پديده را چنين بيان کرده است: «درباره کشتارها نبايد پرسيد چه کسی چه اطلاعاتی داشت، بلکه پرسش اين است که هر کس چه ميزان از اين اطلاعات را می‌خواست باور کند.» به گفته او: «با آن که مردم آلمان شدت و وخامت اين جنايت ها را حس کرده بودند، ليکن بايد بين احساس گناه، شرمساری و انکار مسئوليت ناشی از آگاهی يکی را انتخاب می‌کردند. از اين رو بيشتر مردم آلمان کوشش می‌کردند اين فجايع را ناديده بگيرند. بسياری از مردم آلمان احساسات خود را با «عايق بی‌تفاوتی» پوشانده و به سرنوشت يهوديان کشورشان بی‌اعتنا شده بودند و از نظر اخلاقی خود را از اين ماجرا جدا کرده بودند - به ويژه هنگامی که ترس از انتقام الهی و جهانيان از آن ها به عنوان ملتی که مرتکب اين جنايت هاي سهمناک و بيرحمانه شده‌اند، بر آن ها چيره می‌شد.»
به گفته ابرهارد ياکل (Eberhard Jackel): «هر چند طرح راه حل نهايي مسئله يهوديان محرمانه بود و رهبران نازی بيشترين کوشش خود را برای سری نگاه داشتن آن در دنيای خارج به کار می‌بردند، ليکن طرح نابودی يهوديان اروپا در تمامی دوران اجرای آن حداقل در آلمان «راز آشکار هيتلر» بود.»
اينک که با واکنش کشورهای مختلف به کشتار همگانی يهوديان آشنا شديم ببينيم رهبر کاتوليک‌های جهان يعنی پاپ پايوس دوازدهم در مورد اين مسئله چه اقدامی کرده ا ست؟
«بی‌اعتنايی پاپ پايوس دوازدهم، پدر مقدس مسيحيان، به جنايت هايی چنين عظيم و بيسابقه و سياست او مبنی بر سکوت در برابر چنين يورش و بی‌حرمتی به اخلاق انسانی نشان می‌دهد که او از مسئوليت رهبری مسيحيان چشم پوشيده است.» اين بخشی از گزارش سر فرانسيس دارسی آزبورن، سفير انگلستان در واتيکان در اکتبر ۱۹۴۲ در مورد بی‌اعتنايی پاپ اعظم به جنايات نازی بود. هارولد تيتمن سفير آمريکا در واتيکان نيز در همين سال به وزارت امور خارجه آمريکا نوشت: «من از شيوه برخورد پدر مقدس با مسائل مربوط به نازيها احساس می‌کنم که او هيچ حساسيتی به اين رفتار غيرانسانی آنها نشان نمی‌دهد و حتی رهبران ديگر در واتيکان از اين رفتار او نه تنها اظهارشگفتی می‌کنند، بلکه نگرانند.»
فرمان ششم از ده فرمان يعنی «قتل مکن»، در دوران جنگ جهانی دوم ميليون ها بار از سوی ده ها هزار مسيحی «مؤمن» که همه روزه فرائض ديگر دينی خود را به جای می‌آوردند، نقض شد. سرپيچی از اين فرمان و نقض آن در مذهب کاتوليک يک گناه کبيره محسوب می‌شود. ليکن به ظاهر برای پاپ پايوس دوازدهم، رهبر کاتوليک‌های جهان و پاپ دوران هولوکاست کشتار نزديک به شش ميليون يهودی اروپايي که بيش از يک ميليون نفر از آن ها را کودکان خردسال و بيگناه تشکيل می‌دادند، بی‌اعتنايي به اخلاق و وجدان انسانی محسوب نمی‌شد. کوتاهی قائم ‌مقام مسيح در اعتراض به اين جنايت ها و محکوم کردن اعمال غيرانسانی نازيها در دوران هولوکاست نشان‌دهنده آن است که اين جنايت ها نه تنها موجب خشم او نشده، بلکه به سبب تأثر او نيز نشده بودند و به گفته جان کورنول (John Cornwell): «در اين دوران تاريک تاريخ بشر، پاپ پايوس دوازدهم يک انسان بي‌طرف نبود. او يکی از همکاران و همدستان هيتلر در اين جنايت ها به شمار می‌رفت و برای عملی شدن طرح شيطانی هيتلر بهترين پاپ ممکن بود. او سرباز سرسپرده هيتلر و پاپ دلخواه وی بود.»
مدارک نشان می‌دهند که رهبران کليسا حتی پس از جنگ به فرار جنايتکاران نازی از چنگ عدالت کمک کردند. مايکل فيير(Michael Phayer) يکي از پژوهشگران پاپ ، واتيکان در رابطه با هولوکاست نامه‌ای به قلم اسقف الوئيسوس مونچ (Bishop Aloisius Muench)، نماينده مستقيم پاپ در آلمان، به دست آورده که در آن او به پاپ و واتيکان هشدار می‌دهد که «از کوشش های خود برای کمک به فرار جنايتکاران نازی از چنگ عدالت دست بردارند.» به گفته مايکل فيير اين نامه که به زبان ايتاليايی نوشته شده است در بايگانی دانشگاه کاتوليک آمريکا (Catholic University of America) موجود است.
با توجه به واقعيت و حقيقت موجود در کتاب های دوم و سوم اين مجموعه درباره واکنش و رفتار رهبران جهان با پناهجويان يهودی در دوران هولوکاست و ناتوانی يهوديان در نجات خود از چنگ نازيها و پی آيندهای سهمگين اين فاجعه به آسانی می‌توان دريافت که افسانه «قدرت نامرئی يهود بين‌الملل» که حتی رهبران خيالیِ آن را مسئول رکود اقتصادی شديد جهان در اين دوران می‌خواندند، و نيز «پشتيبانی جهانيان» به خصوص رهبران جهان غرب از يهوديان، افسانه ای بيش نيست. اگر يهوديان از چنين قدرت و پشتيبانی در جهان برخوردار بودند، کشتار ميليون ها انسان بی‌پناه در چنين ابعادی امکان‌پذير نبود. اگر يهوديان بر مصدر کار بودند و از قدرت و نفوذ سياسی گسترده‌ای برخوردار بودند، بيش از يک ميليون از نوزادان و کودکان بيگناهشان آن چنان قربانی نمی‌شدند.
بی‌تفاوتی و بی‌اعتنايي گسترده و سکوت مرگبار بسياری از رهبران بانفوذ و قدرتمند سياسی و روحانی جهان به کشتار‌های همگانی يهوديان اروپا در دوران هولوکاست گويي بخشی از قراردادی نانوشته (Gentelman's Agreement) بين اين رهبران بود که، اکنون که «ديوانه‌ای» قصد حل مسئله يهوديان را از راه کشتارهمگانی آنها دارد، بياييم او را به حال خود بگذاريم. ليکن به گفته الی ويزل: «بی‌اعتنايي و سکوت در برابر اين گونه جنايت ها، صحه گذاردن بر سوزاندن بيش از يک ميليون کودک بيگناه به خاطر به دنيا آمدن با مذهبی متفاوت از مذهب کشتارگران و نظاره‌گران اين جنايت ها است».



 

GENEALOGY شجره نامه
 

 رده بندی کتب منتشر  شده  :

کتب  ادبی

کتب تاریخی

کتب مذهبی

شکوفه های احساس
روزی که اسم خودم را دانستم
شاهین توراه
تورات منظوم
اشعار هادی نام دار
تند باد سرنوشت
اشک شمع
ترومپتی در وادی
از دنیایی که دیگر نیست
مرثیه ای برای زادگاهم
مینا
شکوه ایزدی
لیورا
عروج توبای تار زن

 

یهودیان کرد ایران
سیر و تحقیق در آئین موسایی3
خانه بدوشان کره خاک
برگزیدگان یهودی
سیر و تحقیق در آئین موسایی1
محاکمه آدلف آیشمن
سرگذشت ربی عقیوا
انطباق لحظه ها گاه شماری
فرزندان استر
همراه با فرهنگ
دفتر خاطرات راحل
خزرها
پادیاوند
تاریخ یهودیان مشهد
تاریخ معاصر-تاریخ یهودیان مشهد
تاریخ عصر جدید-تاریخ یهودیان مشهد
درد اهل ذمه
تحولات اجتماعی یهودیان ایران در قرن بیستم
دو قرن -تاریخ یهودیان مشهد
بربال خرد
خاطرات حاخام یدیدیا شوفط
ملت یهود
راهنمای جهانی آتشکده‌های زردشتیان
ستمگری انسانها به انسانها
واکنش آمريکا به هولوکاست
واکنش جهانیان به هولوکاست
پایان هولوکاست
 

شرح حال ایوب
رستگاری یعقوب
برگزیده ای از تورات
غزل غزل ها
سرود مخلوقات
گنجینه های هفطارا
ترجمه سیدور یشاریم
باز نویسی و تفسیر تورای فارسی
مجموعه توراه و هفطارا
آتش دائم (منتخبی از گفتارهای ربای لوباویچ
روش هشانا
هگادا شل پسح
مزامیر حضرت داوود
تناسخ
نوای افلاک

 

     

کتب علمی

کتب غیر فارسی

کتب احتماعی - فلسفی

اصول نقشه کشی و طراحي
خود آموز فتوشاپ
کتاب پیری
غلبه بر چاقی
بیماری های مفصلی
بهداشت پوست و مو
علاج آلرژی
تنظیم چربی خون
درمان های طبیعی
کبالا برای همه
 
 

Leaving Iran  

موهبت زن بودن
ایمان و مشیت ا-لهی
گنجینه هایی از یهودیت
دُر سخن
سخنان شنیدنی
بزندگان جایزه نوبل
شرحی بر دلالت الحائرین
شرحی بر دلالت الحائرین1
شرحی بر دلالت الحائرین3
شرحی بر دلالت الحائرین2

     

کتب هنری

کتب روانشناسی

کتب کودک و نوجوانان

   


زیر مجموعه های تاریخ و فرهنگ:
 


 مجموعه های سایت
7DORIM

 

ARTICLE  مقالات
MOADIM  مناسبتها
PUBLICATIONS   کتب منتشر شده
LINKS  دیگر سایتها

GENEALOGY شجره نامه
صفحه اول

 

تصاویر Visions
انطباق لحظه ها Calendar
تاریخ و فرهنگ  Culture
باع بهشت GanEden
درباره ما About Us
تماس با ما Contact Us
پاناروما ( سراسرنما) Panaroma


 

صفحه اول     صفحه مرجع  



در
FaceBook با 7Dorim
ارتباط برقرار کنید

 

 

مجموعه کتب در حال گسترش می باشد.